شراکت....

خرید بک لینک

به میل خودم نیست که این گونه ام. پس به میل چه کسی است، اگر دانای کلی در نظر بگیرم و به او نسبت دهم که از خودم هیچ نمیماند. ان وقت دیگر چه ادعاهای بزرگی سر دهم که کاستی های زندگیم را با ان جبران کنم، و با کرده های خودم از خودم دفاع کنم. اما اگر به دانای بالاتری نیز بی ارادگی ام را نسبت ندهم و مسولیت همه چیز را بر عهده بگیرم چگونه بدی هایم را تاب بیاورم و بقیه را متقاعد کنم که مرا تحمل کنند و دوست بدارند؟ شاید راه سومی درخور اندیشیدن باشد....
صادقانه نوشتن درست به همین دلیل دشوار و حتی غیر ممکن است. من هیچ گاه نمیتوانم تمامی شواهد و مدارک را برای توجیه خواسته ها و تفکراتم روی میز بگذارم، و منتظر داوری بمانم. انچه میتوان انجام داد، تنها به گزین کردن بخشی از زندگی است. اما مگر میشود هر جز را بدون در نظر گرفتن تمام کل، عادلانه بررسی کرد.گاهی به ذهنم خطور میکند هیچ نوشته ی صادقانه ای در هیچ زمان و هیچ مکان وجود نداشته است. مگر میشود ادمی که سعی بر کتمان اکثر احساسات درونی اش دارد، ان ها را به رشته ی تحریر دراورد و در اختیار میلیون ها چشم کنجکاو و عیب جوی دیگر قرار دهد. تمام نوشته ها، مخلوط دست چین شده ای از انتخاب های نابرابر اند. مخلوطی از افکار مشروع نویسنده و دیده های نامشروعش از محیط اطراف. برای سرپوش گذاشتن روی این همه احساس ناخوشایند از خود و محیط، فکر سومی میتواند وجود داشته باشد. شاید نه وابسته ام نه ازاد. بخشی از من برای تداوم و شروع حیات و حفظ محیط از دانای بالاتر و بخش دیگر، که شاید پس از اعمال قدرت هر خالقی،اعم از خدا،مادر، پدر،محیط، تربیت، جامعه و ... از خودم، دقیقا خودم با فکر ازاد و عمل وابسته به فکرم باشد و بس... همه چیز شریکی است. شاید شراکت خالصانه ای وجود نداشته باشد، اما هیچ تداوم و بقای بدون شراکتی نیز وجود نخواهد داشت.
گلبرگ

جوان ایرانی ،پیش به سوی پیشرفت...

ما را در سایت جوان ایرانی ،پیش به سوی پیشرفت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:40

صفحه بندی