ح.و.د

خرید بک لینک
نیست!هست!

چی میگفت!؟ یادم نیست! هست!؟ یادمه! ولی مهم نیست! هست!؟ انگشت اشاره مو بردم نزدیک بینی اش ببینم نفس میکشه یا نه! نمیکشید! گفت چته!؟ چم بود!؟ یادم نیست! هست!؟ یادمه! ولی مهم نیست! هست!؟ گفتم نفس نمیکشی! گفت چی میگی!؟ چی میگفتم!؟ یادم نیست! هست!؟ یادمه! ولی مهم نیست! هست!؟ دستامو گذاشتم روی قفسهی سینه اش! گفت تو مگه سیپیآر بلدی!؟ گفتم نه بلد نیستم! ولی تو نفس نمیکشی! میکشی!؟ گفت دارم باهات حرف میزنم! داشت باهام حرف میزد!؟ چی میگفت!؟ یادم نیست! هست!؟ یادمه! ولی مهم نیست! هست!؟ صدای شکستن دندههاش زیر فشار دستامو میشنیدم! یا صدای خرد شدن خودمو!؟ صدای زجه های درونش بلند بود! هنوز داشت حرف میزد! داشت حرف میزد و تیزی حرفاش درست از لابهلای دندههای قفسهی سینه ام رد میشد! رد میشد و فرو میرفت توی قلب ام! دستامو روی قفسهی سینه اش فشار میدادم! فشار میدادم و تیزی دندههای شکسته اش فرو میرفت توی قلب اش! خون بالا میاوردیم روی هم! گفت چیکار داری میکنی!؟ گفتم نفس نمیکشی! گفت دارم باهات حرف میزنم! گفتم آره ولی نفس نمیکشی! مطمئنم که نفس نمیکشید! گفت ولم کن! ولش کردم! توی همون قبری که درست یادم نیست! هست!؟ یادمه! ولی مهم نیست! هست!؟ گفت هر جور راحتی! راحت نبودم! ولی نبش قبر کردن کار خوبی نیست! هست!؟ مردهها باید سر جاشون بمونن! جاشون توی قبر! نیست!؟ هست!

ح و.د

جوان ایرانی ،پیش به سوی پیشرفت...

ما را در سایت جوان ایرانی ،پیش به سوی پیشرفت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 13:33

صفحه بندی